اتیسم

اوتیسم چیست؟

اوتیسم :

روانکاوی به اوتیسم،همانند هر پدیده دیگری،از دیدگاهی پدیدارشناختی می نگرد.درواقع،در این رویکرد،فرض بر این است که در مواجهه با هر پدیده ای،از جمله اوتیسم،اگر فقط به رفتار توجه شود،نمی توانیم آن را بشناسیم.به عبارت دیگر،روانکاوی در پی فهم کاربرد اوتیسم است.پرسش این است که«چرا یک کودک این ابزار را انتخاب می کند؟» البته حتی بیشتر روانکاوها هم معتقدند که در ابتلا به اوتیسم،علاوه بر تاثیر روابط مادر – فرزند،استعداد بیولوژیک هم موثر است.

اصطلاح «مادران یخچالی » که کانر برای مادران کودکان اوتیستیک ابداع کرد وبارها مورد انتقاد قرار گرفت،از سوی روانکاوان بعدی تعدیل شد.آن ها عقیده داشتند که نمیتوان مادران را مقصر ابتلا کودک به اوتیسم دانست،چراکه این کار علاوه بر اینکه ساده انگارانه است،همدلانه هم نیست و البته این بیماری را نیز به طور کامل تبیین نمی کند.در نهایت،روانکاوان بین اوتیسم روان زاد یا همان اوتیسمی که بر آسیب مغزی و ارگانیک حاصل شده،تفاوت قائل می شوند.روانکاوی اوتیسم روان زاد را واکنش به وحشت شدید ناشی از جدا شدن ناگهانی از بدن مادر معرفی می کند.دراین دیدگاه،فرض بر این است که کودک با یک یا چند محرک بسیار ترسناک درونی و بیرونی بمباران می شود و برای محافظت از خود وادامه حیات،از چنین راهی استفاده می کند.پس،اوتیسم نوعی تلاش برای ممانعت از«افتادن»یا«رها شدن»است.بنابراین،از دیدگاه روانکاوی،کودک از ابتدا اوتیستیک متولد نمی شود،بلکه بعدا به اوتیسم مبتلا می شود.فراموش نکنیم که در ابتدا از دیدگاه بعضی از روانکاوان،فرض بر این بوده که در مراحل رشد کودک،مرحله اوتیستیک دوره ای بهنجار است و ابتلا به اوتیسم نوعی بازگشت فرد به آن مرحله بهنجار محسوب می شود.البته این دیدگاه بعدها مردود اعلام شد.

چرا انتخاب اوتیسم؟

اکنون بسیاری معتقدند که اوتیسم به عنوان یک ابزار و دفاع مورد استفاده فرد قرار می گیرد.به نظر می رسد همه ما انسان ها کمی اوتیستیک هستیم یا گاهی اوتیستیک می شویم.البته اینجا کلمه «اوتیسم» بیشتر به معنی استعاره ای آن مد نظر است.تحقیقاتی که در این زمینه انجام شده وجود بعضی اتفاقات و تجربیات مشترک را در افراد مبتلا به اوتیسم کشف کرده است.یکی از این موارد به زمانی مربوط می شود که مادر و فرزند هنوز یک واحد مشترک محسوب می شوند.بسیاری از کودکانی که بعدا به اوتیسم مبتلا شدند،در این دوره زمانی،یک جدایی ناگهانی را تجربه کرده اند،در حالی که از نظر روانی توان مواجهه با این اتفاق را نداشتند.البته همه انسان ها این جدایی را تجربه می کنند،اما طبیعتا این تجربه باید بصورت سالم و تدریجی رخ دهد،نه ناگهانی.تجربه ی دیگری که در پیشینه بعضی از کودکان مبتلا به اوتیسم میابیم ابتلا به بیماری های شدید است.این بیماری ها معمولا بر سیستم ایمنی کودک اثر می گذارند یا باعث بستری شدن او می شوند.

افسردگی بسیار شدید مادر از دیگر تجربیات مشترک بعضی کودکان مبتلا به اوتیسم است.بعضی از این مادران احتیاج دارند فرزندشان را بسیار به خود نزدیک کنند یا اصطلاحا آنها را به خودشان «بچسبانند». عده ای اصطلاح «بچه چوب پنبه ای» را برای این کودکان بکار می برند،به این معنی که کودک برای مادرش مانند یک چوب پنبه عمل می کند و احساس خالی بودن،تهی بودن مادر را از بین می برد.چنین کودکی هیچ فضایی برای همانند سازی با مادر یا دیگر اطرافیان ندارد.مشکل شدیدتر زمانی ایجاد می شود که مادر نمی تواند این روش را ادامه دهد و ناگهان کودک را به طور کامل کنار می گذارد یا طرد می کند.این کنارگذاشتن و جداشدن ناگهانی برای کودک بسیار آسیب زا است.کودک در این موقعیت بسیار خشمگین می شود و مادر را طرد می کند.سپس،برای محافظت از خود،فضایی را برای خودش می سازد،یعنی همان کارهایی که از اوتیستیک ها می بینیم.این کارها به فرد کمک می کند که به هر نحو ممکن از فضای بیرون از خودش دور بماند،چون از نظر او «بیرون خیلی خطرناک است». از این طریق ،کودک احساس امنیت می کند.

درواقع،بحث بر سر شدت آسیب یا اتفاق دردناکی است که کودک تجربه می کند،آن هم در سنی که ابزارهای زیادی برای مقابله با آن موقعیت ندارد.از این دیدگاه،به نظر می رسد که کودک برای هضم آسیب هایی که تجربه می کند هیچگونه ابزار دیگری ندارد،جز ایجاد فضای اوتیستیک.

برای مطالعه جدیدترین مقالات مغز و اعصاب با ما همراه باشید

0 نظر

پاسخ دهید

Want to join the discussion?
حس پشتیبانی حرفه ای!

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *