نوشته‌ها

رشد شخصیت کودک

رشد شخصیت کودک

در رشد شخصیت کودک ، عوامل زیادی مؤثر هستند که میزان تأثیر آنها  به میزان توانایی کودک به درک اهمیت این عوامل در ارتباط آنها با خودش بستگی دارد. حال در این مقاله به بررسی این عوامل و تاثیر آنها در رشد شخصیت کودک می پردازیم.

  • مزاج یا سرشت :

مزاج یا سرشت عبارت است از خصوصیات روانی و فیزیولوژیک که فرد با آن به دنیا می آید  مزاج افراد، حتی دو خواهر با هم متفاوت است .مزاج در تمام عمر روی رفتار فرد تاثیر می گذارد و از آنجا که بخش عمده آن زیستی – جسمی است ،در سراسر عمر تغییر زیادی نمی کند .یکی از نکاتی که پدر و مادر باید در فرزند پروری همیشه به آن توجه داشته باشند ،همین فطرت و سرشت کودک است .

مزاج یا سرشت در تعامل با محیط و پرورش است ، بعضی از کارشناسان علوم تربیتی اهمیت مزاج یا سرشت را بیشتر می دانند و برخی نیز برعکس .اهمیت محیط و پرورش خواه بیشتر باشد یا نه ،موضوع مهم آن است که تربیت و پرورش قابل تغییر و دستکاری هستند و ما با بکار بردن مهارت های پرورشی و فرزند پروری است که می توانیم تاثیر بیشتری روی فرزند خود داشته باشیم .

  • کودکان از نظر مزاج سه دسته هستند :

  1. کودکان سخت یا دشوار : شامل ده درصد کودکان هستند که ساختمان جسمی و روانی آن ها حساس ،سخت و تحریک پذیر است مثلا بد خوابند ،نا آرامند ،الگوی غذاخوردن آن ها بی نظم یا حساس هستند .پرورش بچه های این گروه و مدارا کردن با آنان ،برای هر پدر و مادری مشکل خواهد بود .
  2. کودکان آسان : چهل درصد کودکان را شامل می شوند ،کودکانی منظم هستند و آرام کردن و تربیت آنها آسان است .
  3. ترکیبی از صفات کودکان دشوار و آسان : پنجاه درصد کودکان تشکیل می دهند،که بعضی از خصوصیات کودکان دشوار و بعضی برای ارزیابی مزاج کودک از ویژگی های ۹ گانه زیر استفاده می شود:

۱- سطح فعالیت :

باید ببنیم که میزان فعالیت آن ها به چه اندازه است آیا فعالیت معمولی دارند، فعالیتشان بیش از حد است ،یا برعکس کمتر معمولی فعالیت می کنند.

۲- موزونی :

قابل انتظار بودن رفتار و اعمالی نظیر خواب،خوراک و دفع ،برای ارزیابی باید ببینید که آیا کیفیت فعالیت هایی مانند خودردن خوابیدن و دفع ،در آنان موزون و قابل پیش بینی ،یا ناموزون و غیرقابل پیش بینی است.

۳- نزدیکی یا کناره جویی و به طور کلی نحوه واکنش کودک به محرک های تازه مثل افراد حیوانات و وسایل:

این عامل بیشتر سطح اضطراب پایه کودک را نشان می دهد. برای ارزیابی باید بینید که آیا به راحتی، به آسانی و با علاقه مندی به محرک های تازه و نو نزدیک می شوند یا کناره جو و اجتناب کننده هستند.

۴- میزان سازگاری اجتماعی سرعت و آسانی تغییر رفتار فعلی کودک در واکنش به سر نخ و تغییرات محیطی:

برای ارزیابی ببینید که آیا به راحتی و به آسانی با شرایط،اتفاقات و تغییرات سازگار می شود یا بر عکس سازگاری و تطابق آنها ضعیف است.مدارا با کودکانی که میزان سازگاری آنها کم است،برای هر پدر و مادری سخت است و باید  از ابتدا به آن توجه داشته،برای آن برنامه ریزی کنند.در صورت انطباق خوب والدین و فرزند پروری رضایت بخش،می توانند سازگاری و تطابق کودک را بهبود بخشند.

۵-شدت نشان دادن واکنش (میزان بروز انرژی و شدت در نشان دادن واکنش به تغییرات محیطی و ناکامی ها):

بعضی از  کودکان نسبت به شرایط ، اتفاقات ،تغییرات و ناکامی ها به شدت واکنش نشان می دهند و بعضی نیز شدت واکنش کنترل شده و حساب شده تری دارند.آموزش گیری از والدین چه از طریق همانند سازی با والدین و چه از طریق یادگیری اجتماعی،الگوسازی نقش و آموزش مهارت ها می تواند شدت واکنش را متعادل کند .

رشد شخصیت کودک

۶- حساسیت یا  آستانه واکنش (شدت تحریک مورد نیاز یرای برانگیختن یک واکنش خاص از کودک):

این عامل به خصوص در تربیت کودک اهمیت دارد .بعضی از کودکان آستانه واکنش پایین تری دارند ،حساس هستند و راحت تر می توان واکنش مورد انتظار،مانند آموختن رفتار جدید را از آنان استخراج کرد.

پس سخت تر می توان واکنش مورد انتظار ،مانند آموختن یک رفتار جدید را از آنها استخراج کرد.

۷- کیفیت خلق (خلق ذاتی و سرشتی کودک را نشان می دهد):

برای ارزیابی ببینید که خلق آنها پر نشاط و بشاش است یا افسرده، غمگین و اهل گریه و زاری هستند؟ آیا مضطرب و ترسو هستند؟ خشمگین،عصبانی و تحریک پذیرند یا آرام و صبور؟در اینجا نیز انطباق خوب والدین و فرزند پروری رضایت بخش آنها می تواند موثر باشد .این اثر نیز از طریق ایجاد اعتماد و اطمینان به محیط خارجی و همین طور از طریق همانند سازی با والدین و الگوگیری و یادگیری از اطرافیان است.

۸- میزان توجه و تمرکز کودک (میزان نگهداری و حفظ توجه علی رغم محرک های درونی و بیرونی غیر مرتبط):

برای ارزیابی ببینید که آیا محرک های محیطی به آسانی و به سرعت حواس کودک را پرت می کند؟ در صورتی که فرزند شما جهت حواس پرتی آمادگی دارد،با کنترل محرک های درونی و بیرونی و همینطور تمرین های مناسب از میزان حواس پرتی او بکاهید.

۹- میزان پافشاری (پافشاری در انجام یک عمل و ادامه فعالیت هنگام مواجهه با موانع):

بعضی کودکان در انجام یک عمل و فعالیت پافشاری داشته،بعضی دیگر در برخورد با موانع و ناکامی ها زود دلسرد،نا امید و سرخورده می شوند.

 

*بخوانید : اختلالات عاطفی !

 

موارد فوق اجزا سنتی تشکیل دهنده مزاج هستند . اما عوامل دیگری نیز وجود دارند که می توانند به عنوان بخشی از سرشت در نظر گرفته شوند، زیرا از بدو تولد همراه کودک هستند.این عوامل شامل بهره هوشی،میزان خلاقیت و کنجکاوی ،انواع و مقدار استعدادها یعنی نقاط ضعف و قوت کودک می شود . هر یک از این عوامل نیز می توانند شاخصه های دیگری را تعیین کنند .به طور مثال هوش نیز روی انعطاف و تطابق پذیری، طریقه برقراری ارتباط و گفت و گو ،حل مسئله و… فرد تاثیر گذار خواهد بود .

با درک واقعی مفاهیم فوق ،عمق دید ما به عنوان پدر و مادر از کودک و همینطور درستی انجام وظایف پدر و مادری بیشتر می شود .که برای رشد شخصیت کودک حائز اهمیت هست ،به طور مثال زمانی که مزاج کودک سخت و مشکل است ،والدین باید برای انجام درست وظیفه فرزند پروری ،آموزش لازم را بینند و همینطور آستانه تحمل خود را برای شرایط سخت بالا ببرند یا زمانی که فرزند از نظر مزاجی پرتحرک بوده ،محدوده توجه و تمرکز او ضعیف است که والدین باید با شروع اقدامات اصلاحی این مشکلات را کاهش دهند و گرنه ممکن است فرزند علائمی شبیه به اختلال بیش فعالی همراه با نقص توجه پیدا کند.در این صورت از یک طرف نیازمند اقدام درمانی طولانی و پرهزینه منفی دارد. یا زمانی که کودک به طور سرشتی اضطراب آلود و افسرده است والدین نباید به گونه ای برخورد کنند که اضطراب یا افسردگی کودک را شدت بخشند،برعکس باید اقدام و مهارت های آنها معطوف به کاهش اضطراب یا افسردگی فرزندشان باشد.

  • عوامل موثر بر رشد شخصیت کودک :

همه ما علاقه مندیم که کودکانی شکوفا و بالنده داشته باشیم ،پس باید عوامل موثر بر رشد کودک را بشناسیم و با توجه به آن برنامه ریزی و اقدام کنیم . این عوامل عبارست از:

۱- سلامتی و تندرستی :

یکی از مهم ترین عوامل برای رسیدن به خود شکوفایی کودک ،سلامتی و تندرستی اوست ، که کودک را در رسیدن به اهداف و دست و پنجه نرم کردن با مشکلات کمک می کند. بیماری فقط در پی ارضای نیازهای اولیه خود باشد،نیازهای عالی تر برای او دست نیافتنی می گردد . هنگام ابتلا به بیماری ،کودک احساس می کند بر روی بدن خود کنترلی ندارد و در پی آن تجسم نفس ،اعتماد و اتکا به نفس در وی کاهش می یابد.

۲-شادی و نشاط :

کودکان شاد راحت تر بر موانع و ناکامی ها غلبه پیدا می کنند ،راحت تر به افراد و اتفاقات جدید نزدیک شده ،آن را تجربه می کنند .

رشد شخصیت کودک

 

۳- مهارت و تجربه والدین :

میزان اطلاعات و تجربه والدین تاثیر زیادی بر رشد شخصیت کودک دارد. والدین با تجربه مشکلات و نیازهای هر دوره را پیش بینی کرده،با برنامه ریزی درست،کودک خود را هدف گذاری و رسیدن به آن کمک می کنند.با تغییر شرایط  زندگی یعنی همراه با صنعتی و نو شدن و در پی آن افزایش ارتباطات و کاهش فاصله ها،ممکن است مدل های سنتی فرزند پروری و سبک زندگی گذشته، در تطابق با شرایط  جدید مشکل داشته باشند. یکی از راه های بر طرف کردن این مشکلات و تطابق مدل های سنتی با مدل های نوین،فراگیری مهارت های فرزند پروری است. البته به جز تجربه،نگرش و طرز برخورد والدین نیز  مهم است.در واقع نگرش هر فرد نیز به میزان آگاهی،خلق قالب و رضایتمندی او بستگی دارد .

۴- مزاج شخصیت کودک :

چنانچه قبلا گفته شد کودکان مزاج های متفاوتی دارند ،بر همین اساس اطلاع والدین از این وضعیت ها برای رشد شخصیت کودک  و کسب مهارت های لازم در حسن تناسب و تطابق آن ها با کودک تاثیر گذار خواهد بود.

۵- جنسیت کودک:

نوع نگرش اطرافیان نسبت به کودک ،به ویژه در جوامع سنتی ،تحت تاثیر جنسیت او است . کودک از بدو تولد تحت فشارهای اجتماعی نیرومندی است تا بتواند با الگوهای خاص پذیرفته شده فرهنگی مربوط به جنسیت خود هماهنگ شود. جنسیت حتی بر نوع و سرعت کسب مهارت کودکان تاثیر مستقیم دارد. از طرف دیگر مراحل مختلف رشد پسر و دختر و مسائل پیش آمده با هم متفاوت است .

۶- تربیت تولد و تعداد فرزندان :

تجربه والدین در مورد فرزند اول کمتر است لذا تمایلشان به مداخله، محدود کردن ، اجبار و نشان دادن شدت عمل در مورد فرزند اول ، نسبت به بچه های بعدی بیشتر خواهد بود. از طرف دیگر فرزند اول در محیطی کودک محور رشد می کند، لذا بهتر از فرزندان بعدی توسط بزرگترها پذیرفته می شود و به همین خاطر انتظار این می رود که مسئولیت پذیرتر بوده پذیرش بیشتری برای نقش های مهم و برجسته مانند رهبری داشته باشد . تعداد کودکان یک خانواده نیز بر رشد کودک تاثیر گذار است . والدینی که چند کودک دارند ، مجبورند توجه خود را بین آنان قسمت کنند ،که این موضوع ممکن است زمینه ساز بروز رقابت و دعوا در میان کودکان گردد.کودکان بیمار یا ضعیف نیز توجه و تلاش بیشتر والدین را به خود معطوف و در نتیجه الگوی شخصیتی تابع و وابسته پیدا می کنند از طرف دیگر مشکلات رفتاری گسلنده ،مانند پرخاشگری و فرار از منزل در فرزندان دیگر افزایش می یابد.

۷- میزان درآمد خانواده و دسترسی به امکانات مادی :

وقتی که پول به مقدار کافی در سیستم خانواده وجود داشته باشد ،والدین دچار مشکل زیادی نبوده ،منابع بیشتری برای مقابله با فشارها و موانع در اختیار خواهند داشت .به همین دلیل راحت ترمی توانند برای رشد و آموزش تمام فرزندان خود پول خرج کنند. نقش مهم امکانات مادی دیگر مانند مسکن تعداد اتاق ها ،دسترسی به امکانات سرگرمی و تفریحی و…را نیز نباید از نظر دور داشت .

۸- دسترسی خانواده به سیستم های حمایتی :

سیستم های حمایتی ،آگاهی و اطلاعات خانواده را افزایش و منابع جانشین به آنان عرضه می دارد و از طرف دیگر تعامل اجتماعی و معاشرت را بالا می برند .همچنین از میزان استرس تحمیل شده بر خانواده کم می کنند.

  • وظایف پدر و مادر در رشد شخصیت کودک :

یکی از سوالات مهم در محبث مهارت های فرزند پروی این است که واقعا وظایف پدر و مادر چیست ؟

در مقایسه با دیگر موجودات کره زمین ،فرزندانشان طولانی ترین زمان را برای اتمام رشد و نمو ایجاد استقلال و خودکفایی نیاز دارد، و در تمام این دوران به پدر و مادر خود وابسته است . در ابتدای زندگی کودک به تازگی مراحل رشد و نمو خود را شروع کرده ،حواس او فاقد پختگی لازم ،و تجارب او از زندگی کم و پراکنده است ،این مادر یا جانشین اوست که با انجام وظیفه درست ،محیط مناسب را برای تکامل کودک فراهم می آورد. اهم و عمده وظایف پدر و مادر عبارت است از ارضا نیازهای فرزند یک میحط سالم خانوادگی ،نه تنها به فرزندان بلکه به همه اعضای خانواده این امکان را می دهد تا نیازهای واقعی و مقبول خود را برآورده سازند.

نیازهای اعضای خانواده عبارت است از:

  1. نیازهای اولیه یا جسمانی غذا لباس ،مسکن و امنیت
  2. نیاز به برقراری روابط عاطفی و خوب
  3. نیاز به نقطه اتکا

 

 

دکتر مهران آقامحمدپور بهترین فوق تخصص مغز و اعصاب کودکان

آموزش های مغز و اعصاب کودکان

برای اینکه کودک با افراد نا آشنا حرف بزند چه کنیم؟

کودکتان خیلی شیرین زبان است ولی هرکاری میکنید با عمه اش که از راه دور تماس گرفته است چند کلمه بیشتر حرف نمیزند. کودک کوچک شما وقتی رییستان را میبیند پشت پاهای شما پنهان می شود حتی یک کلمه حرف نمی زند. کودک هفت ساله تان وقتی همسایه در میزند و او در را باز می کند حضور همسایه را به شما خبرنمی دهد و به اتاقش می دود.

روش اینکه کودک با افراد نا آشنا حرف بزند

توسط بهترین دکتر مغز و اعصاب کودکان

به یاد داشته باید تا حدودی خوداری کودک از صحبت کردن به ویژه در میان جمع کاملا طبیعی است. دنیای کودکان خردسال بسیار محدود است چیزی که ما کاملا طبیعی وعادی تلقی می شود ممکن است برای آن ها خیلی تازه باشد. به علاوه کودک شمانه تنها علاقه ای به دیدن همکلاسی دوران دبیرستان شماندارد بلکه سلام دادن به او هم برایش کار جالبی نیست. فهم این نکته که چرا کودکان بزرگتر که در خلوت یا وقتی با شما هستند. مدام حرف میزنند. در حضور دیگران سکوت اختیار میکنندکمی دشواراست .هیچ گاه سکوت کودکتان به خجالتی بودن او نسبت ندهید حتی کودک واقعا خجالتی است.اگر به کودک بگوییدکه خجالتی هستی برای او بهانه قانع کننده ای برای حرف نزدن فراهم کرده اید.بهتر است به مهمانتان چنین بگویید:سام تازه تورو دیده و چند دقیقه دیگه شروع به حرف زدن می کنه.

در میان کودکان شش تا هجده ماهه معمولا دوره ای وجود دارد که از غریبه ها میترسند و یا بهتر بگوییم با دیدن غریبه ها مشوش می شوند. این مساله زمانی اتفاق می افتد که این کودکان افراد آشنا را که هر روز میبینند شناسایی می کنند ولی به دیگران مضنونند. ازسوی دیگر کودکان چهارساله اصلا غریبه نمی شناسند و با همه برخورد دوستانه دارند. در سن هفت سالگی ممکن است کودک بار دیگر از حرف زدن با نا آشناها خوداری کند.

شما نمی توانید کودک را مجبور به حرف زدن کنید و نباید همچنین کنید ولی می توانید اعمالی انجام دهید که احتمال اینکه کودکتان بدون فشار شما صحبت کند بیشترشود.

آموزش صحبت کودک با غریبه ها

حتما برای کودکتان برنامه ریزی کنید

کودک را برای روبه رو شدن با افراد جدید آماده کنید.

۱.آموزش دهید. وقتی را به کودکتان اختصاص دهید و به او بیاموزید که چگونه با افراد جدید در شرایط جدید صحبت کند؟ می توانید نمایش های مختلفی ترتیب دهید که درآن شمانقش افراد جدید را بازی کنید. از کودک بخواهید سلام گفتن را تمرین کند شروع مکالمه از سوی کودک می تواند با جملات ساده نظیر شما سگ من رو دیده اید؟ یا میدونید من چن سالمه؟انجام گیرد.

۲.کودک را تحت فشار نگذارید اگر کودک را در حین تمرین دلسرد نکنید و به فشار نیاورید او راحت تر میتواند پیشرفت کند. کودک خردسال نیاز به زمان دارد تا درصحبت کردن راه بیفتد.

۳.کودک را به خاطر حرف زدن تحسین کنید. وقتی کودک در حضور شخص نا آشنایی خوب حرف می زند او را تحسین کنید و به او بفهمانید که شما فکر میکنید او دیگر بزرگ شده و به او افتخار میکنید و چه قدر از حرف زدن او خوشتان می اید.

۴.توقعات خود را مشخص کنید. به کودکان بزرگتر بفهمانید که از آن ها انتظار دارید که چیزی بگوینکه حتی اگر نمیخواهد صحبت کند باید به شخص جدید سلام کند.

۵.به جای کودک صحبت نکنید.اگر کودک جواب سوال های شخص تازه را نمیدهدشما به جای او جواب ندهید مگراینکه کودک بیش از حد خجالتی باشد.به کودک بگویید که اگر باردیگر از پاسخگویی به سوال های دیگران خوداری کند باید منتظر پیامد ها باشدمثلا ممکن است زمان تلفنی صحبت کردنش را کاهش دهید.

بدین معنا اگر با کسانی که شمامیخواهید صحبت نکند شما هم زمان صحبت باکسانی را که خودش میخواهد کاهش میدهید.

بهترین فوق تخصص مغز و اعصاب کودکان

یک روش مخصوص پایه ریزی کنید

اگر کودک از صحبت با کسانی که شما اغلب آنها را می بینید خودداری می کند روشی طراحی کنید که به پیشرفت شما در کار کمک کند.به کودک بگویید عمه شیلا امروز به منزل ما می آید تا با هم دسر بخوریم. با کودک شرط کنید در صورتی دسر خواهد خورد که به او سلام کند و وقتی با او صحبت می کند به درستی پاسخ بدهد. اگر موقع رفتن با عمه خدافظی کرد و گفت: خیلی ممنون که آمدین به عنوان پاداش شب برای او قصه خواهید گفت.

 

 

دکتر مهران آقامحمدپور بهترین فوق تخصص مغز و اعصاب کودکان