نوشته‌ها

هوش هیجانی

هوش هیجانی

هوش هیجانی یک اصطلاح است که محققان روانشناسی از آن برای توصیف اینکه افراد چگونه می توانند هیجان های خود را مدیریت کنند و به هیجان های دیگران واکنش نشان دهند، استفاده می کنند. افرادی که هوش هیجانی خوبی دارند، مهارت های بیشتری برای پیشرفت در زندگی دارند، مانند مدیریت حل مناقشات ، درک و پاسخ به نیازهای دیگران، جلوگیری از سرریز شدن هیجان های خود و اختلال در زندگی ، در این راهنما ما به شناخت هوش هیجانی و چگونگی رشد آن در خود می پردازیم.

شما در سنین رشد، در مورد تاریخ ، علوم و ریاضی آموخته اید. اما اکثر ما آموزش ندیده ایم که چگونه احساسات خود را شناسایی کنیم و با عواطف دیگران روبه رو شویم. این مهارت ها می توانند ارزشمند باشند، اما شما هرگز آنها را در یک کلاس درس نخواهید یافت.

  • هوش هیجانی چیست؟

در علم روانشناسی، اندازه گیری هوش هیجانی کار نسبتاً جدیدی است که اولین بار در اواسط دهه ۸۰ مورد بررسی قرار گرفت . در حال حاضر چندین مدل از هوش هیجانی در حال توسعه هستند، اما هدف ما پرداختن به « مدل ترکیبی » دانل گولمن روانشناس است که این مدل ترکیبی دارای پنج حوزه کلیدی است:

 

  1. خودآگاهی: خودآگاهی مستلزم شناخت احساس های شماست. این حوزه شامل انجام یک ارزیابی دقیق از توانایی های شما در زمانی است که به کمک نیاز دارید، و آنچه باعث ایجاد هیجان در شما می شود.
  2. خود مدیریتی: خود مدیریتی شامل داشتن توانایی برای کنترل احساس های خود در زمانی است که دیگران باعث ناراحتی شما می شوند و همچنین داشتن توانایی کنترل وقایع، آرامش در برخورد با اختلاف نظرها و اجتناب از فعالیت هایی که شما را دچار ترس و وحشت می کند.
  3. انگیزه: هر فردی انگیزه خود را از پاداش هایی مانند پول یا مقام به دست می آورد. اگرچه در مدل گولمن، انگیزه از لذت فردی، کنجکاوی یا رضایت از تولید کردن چیزی دست می آید.
  4. همدلی: در حالی که سه مورد قبلی به احساس های درونی فرد اشاره می کنند، در این مورد شخص با احساس های دیگران رو به رو است. همدلی مهارت و تمرین شناسایی احساس های دیگران و پاسخ مناسب به آنها است.
  5. مهارت های اجتماعی: این مهارت شامل استفاده از همدلی و همچنین گفت و گو با دیگران در مورد نیازهایشان و همچنین پیدا کردن زمینه های مشترک با دیگران، مدیریت دیگران در محیط کار و متقاعد کردن آنها است . منظور از این شایستگی های هیجانی ، داشتن کامل همه آنها در یک زمان مشخص نیست بلکه همه ما بطور همزمان در حال رشد بسیاری از این مهارت ها هستیم. همچنین لازم است توجه داشته باشید ما برای اهدافمان از این موارد فقط به عنوان یک راهنما استفاده خواهیم کرد . هوش هیجانی مهارتی نیست که همه مردم بتوانند با آموزش رسمی آن را کسب کنند .

ما معتقدیم که روانشناسان می توانند در مورد اصطلاحات و مدل های مختلف بحث کنند ، اما در حال حاضر قصد داریم بررسی کنیم که هر کدام از موارد بالا چیست و چگونه آنها را در زندگی خود بهبود بخشیم.

  • خودآگاهی :

قبل از اینکه بتوانید به چیز دیگری فکر کنید، لازم است با احساس های خود آشنا شوید. بهبود خودآگاهی شما اولین گام برای شناسایی هر مشکلی است که با آن مواجه هستید . در اینجا به چند روش برای بهبود خودآگاهی اشاره می شود:

  1. یک مجله درست کنید : با درست کردن یک مجله از یادداشت احساس های خود شروع کنید. در پایان هر روز، مرور آنچه اتفاق افتاده به شما می گوید که چه احساس هایی داشتید و چگونه با آن برخورد کردید. به صورت دوره ای، به مجله خود نگاهی بیندازید و به روند احساس ها و پاسخ هایتان توجه داشته باشید.
  2. نظر دیگران را در مورد خودتان بپرسید : همانطور که در مورد خود ادراکی با شما صحبت کرده ایم، نظرهای دیگران در مورد ما نیز می تواند ارزشمند باشد. سعی کنید از چندین نفر که شما را بخوبی می شناسند، در مورد نقاط قوت و ضعف خود سوال کنید. آنچه را که می گویند بنویسید، گفته های دیگران را با هم مقایسه کنید و دوباره به الگوهای رفتاری تان نگاه کنید. مهمتر از همه، با آنها بحث نکنید. لازم نیست که آنها درست بگویند، شما فقط سعی کنید درک خود را از نقطه نظر دیگران ارزیابی کنید.
  3. با تأمل واکنش نشان دهید : وقتی که زمان کافی برای واکنش با تامل یا پردازش نداریم، هیجان ها بیشترین کنترل را روی رفتار ما دارند. دفعه بعد که لازم است شما به چیزی واکنش عاطفی نشان دهید، سعی کنید قبل از بروز واکنش، تأمل کنید. مثل وقتی که شما در حال برقراری ارتباط اینترنتی هستید، اینترنت به شما فرصت می دهد. همچنین شما می توانید به خودتان فرصت دهید تا هیجان هایتان نفس بکشند و به آرامش برسید.

اگر شما هرگز خودآگاهی ذهنی را تمرین نمی کنید، این راهنمایی ها می تواند برای شروع به شما کمک کند. یکی از راهکارها این است که پیاده روی های طولانی داشته باشید یا با خودمان چالش کنیم که چیزی باعث ناراحتی من می شود. اغلب در یک تصویر سازی ذهنی با مرور آن اتفاق متوجه می شویم که واقعاً چه چیزهایی باعث سوء تفاهم شده است. جنبه مهم این کار بجای تمرکز صرف بر عوامل خارجی، نگاه به درون است.

هوش هیجانی

 

  • خود مدیریتی :

وقتی شما از نحوه عملکرد هیجان هایتان آگاه باشید می توانید آنها را مدیریت کنید. خود مدیریتی صحیح یعنی کنترل عکس العمل های شما، تمایز بین عوامل بیرونی و واکنش های مختلف درونی، و در نتیجه انجام دادن بهترین کاری که منطبق با نیازهای شما است.

یک راه کلیدی برای مدیریت هیجان های شما این است که شیوه ورود احساس های خود را تغییر دهید. شما احتمالاً این توصیه قدیمی را برای تنفس همزمان و شمارش تا ۱۰، در زمان عصبانیت شنیده اید. معمولاً توصیه می شود، در مورد افسردگی و خشم خود حرف بزنید، زیرا می تواند به شما کمک کند و قدرت بیشتری به شما بدهد. همچنین توجه به علامت های جسمی این احساس ها در لحظه های بروز آنها، می تواند به شما کمک کند.

اگر احساس خستگی مفرط دارید، ورزش کنید. اگر شما در یک دایره معیوب هیجانی گیر کرده اید، وقت آن است که سریعتر برای توقف چرخش آن اقدام کنید. هر چیزی که می تواند شوک ملایمی به این جریان وارد کند یا روال موجود را تغییر دهد، می تواند کمک کننده باشد.

آدام داچیس توصیه  می کند که انرژی عاطفی را به چیز مفیدی تبدیل کنیم. این درست است که اگر احساس ها فرصت مناسبی برای بروز نداشته باشند، در یک لحظه می توانند شما را تحت فشار قرار دهند، با این حال هنگامی که شما در چنین موقعیتی قرار می گیرید، به جای اینکه این انرژی عاطفی را بیهوده هدر دهید، به عنوان انگیزه از آن استفاده کنید.

شما همیشه نمی توانید احساس هایتان را کنترل کنید، اما همیشه می توانید واکنش خود را کنترل کنید. اگر مشکلی در کنترل ضربان قلب دارید، وقتی احساس آرامش می کنید، راهی برای آن پیدا کنید. همه احساس ها را نمی توان از بین برد. مبارزه با افسردگی به من آموخت که برخی از احساس های حل نشده پس از سرریز شدن همچنان ادامه دارند. با این حال، همیشه یک لحظه وجود دارد که این احساس ها کمی کاهش داشته اند، از آن لحظه برای کمک به خودتان استفاده کنید.

  • انگیزه :

ما درباره انگیزه زیاد صحبت می کنیم . با این حال، انگیزه هم مربوط به هوش هیجانی است، هر چند که منظور ما فقط افزایش انرژی برای انجام کار نیست . ما در مورد انگیزه درونی خود برای انجام کاری صحبت می کنیم که این انگیزه فقط چند احساس خوب بیهوده نیست.  بر اساس توضیحات امروزی روانشناسی ، بخشی در کورتکس پیش پیشانی شما وجود دارد که تنها با تفکر در مورد رسیدن به یک هدف معنی دار روشن می شود.

هدف شما می تواند ارتقای حرفه ای ،  پرورش یک خانواده یا ایجاد نوعی هنر باشد، هر کس هدفی دارد که می خواهد در زندگی خود به انجام برساند. هنگامی که انگیزه شما فعال می شود، با شیوه های ملموس ارتباط برقرار می کند.

آیا می خواهید خانواده تشکیل دهید ؟ افراد با انگیزه برای این کار شروع به دوست یابی می کنند.

آیا می خواهید حرفه خود را بهبود بخشید؟ افراد با انگیزه برای این کار آموزش می بینند، شغل جدید درخواست می کنند یا برای ترفیع شغل تلاش می کنند.

دانیل گولمن پیشنهاد می کند که برای استفاده از این انگیزه ابتدا باید ارزش های خود را شناسایی کنید. بسیاری از ما خیلی شلوغ هستیم و واقعاً برای بررسی ارزش هایمان وقت نمی گذاریم. یا بدتر، ما کارهایی را انجام می دهیم که با ارزش های ما در تناقض است و باعث می شود که انگیزه مان را کاملاً از دست بدهیم .

متاسفانه، ما نمی توانیم پاسخی برای آنچه که در زندگی می خواهیم، پیدا کنیم اما استراتژی هایی وجود دارد که می توانیم امتحان کنیم . مجله یادداشت احساس های خود را مرور کنید. یک لیست از چیزهایی که ارزشمند است، تهیه کنید . بیشتر از همه، این لیست را تهیه کنید و بپذیرید که مسائل در زندگی  قطعی نیستند.

مربی بدنسازی دکتر مایکل مانتل می گوید از موفقیت های کوچکتری که می دانید توان انجامش را دارید، شروع کنید. به یاد داشته باشید، هر کسی می تواند هر چیزی را به آرامی و با گذشت زمان به دست آورد.

  • همدلی :

هیجان های شما فقط نیمی از تمام روابط شماست اما این نیمی است که ما روزانه بیشتر به آن توجه می کنیم. همه افرادی که برای شما اهمیت دارند، مجموعه ای از احساس ها، خواسته ها، انگیزه ها و ترس ها را دارند. همدلی بهترین مهارت برای مرور روابط شماست. همدلی یک مهارت مورد نیاز در طول زندگی است.

  • چند راهنمایی برای تمرین همدلی :

  1. سکوت کردن و گوش دادن : این بخش مهمترین قسمت همدلی است که سخت ترین کار است. شما نمی توانید زندگی هر فرد دیگری را به طور کامل درک کنید، اما می توانید به او گوش دهید . گوش دادن یعنی اجازه صحبت کردن به شخص دیگرو سپس روبه رو شدن با آنچه که او می گوید . این یعنی که هرگونه پیش داوری و یا شک و تردید خود را کنار بگذارید و به فرد مقابل فرصت توضیح در مورد احساس هایش را بدهید. همدلی سخت است ، اما اگر تقریباً در هر گفت و گویی حداقل ۱۰ ثانیه صبر کنید و دوباره مکالمه را ادامه دهید، رابطه بهبود می یابد.

 

  1. موقعیت فرد مخالف خود را درک کنید : یکی از سریعترین راه های تقویت تفکر در ذهن شما این است که آن موضوع مخالف را منطقی بررسی کنید. برای رو به رو شدن با این مسئله، موقعیت مخالف را در نظر بگیرید. اگر فکر می کنید رئیس شما غیر منطقی است، سعی کنید از واکنش او در ذهن خودتان دفاع کنید. آیا اگر با کفش های او راه می رفتید، باز هم اقدامات خود را عقول می دانستید؟ حتی شما می توانید برای همدردی کردن، از خودتان سوال هایی از نقطه نظر دیگران بپرسید. مثل سوال هایی که با « اگرچه » یا « البته » شروع می شوند که دریافت پاسخ واقعی از دیگران همیشه می تواند کمک کننده باشد.

 

  1. فقط دانستن کافی نیست ، سعی کنید درک کنید : درک کردن کلید همدلی است. همانطور که پیش از این بحث کرده ایم، درک کردن یعنی تفاوت بین دانستن چیزی و همدردی صحیح با آن، اگر شما متوجه شدید که در یک گفت و گو از، « من می دانم ، اما» استفاده می کنید ، « اما » علامتی است که به شما می گوید، کمی بیشتر تأمل کنید. هنگامی که کسی به شما در مورد تجربه ای می گوید که مربوط به شما نیست، به این فکر کنید که اگر شما هم روزانه این تجربه را داشته باشید، ممکن است زندگی تان متفاوت شود. قبل از انجام آن ، در موردش مطالعه کنید. خوب است اگر شما تمام وقت خود را صرف زندگی دیگران نکنید، اما چند بار امتحان کنید چون می تواند مفید باشد حتی اگر از زمان استراحت خود در طی کار استفاده کنید.

بر اساس این تعریف، همدلی یعنی قرار گرفتن در زمین هیجان های دیگران. به تجربه های خود اجازه ابراز دهید و به طور مناسب به آنها پاسخ دهید. خوب است که به شما توصیه یا نصیحت شود، اما همدلی نیز فضای مناسبی برای انجام ین کار به شما می دهد. اگر کسی در آستانه گریه کردن باشد یا درد عمیقی را با شما به اشتراک بگذارد، نه مشکلش را بزرگ نشان دهید و نه سعی کنید آن را کوچک جلوه دهید. با دقت به احساس های او توجه کنید و فضای مناسبی برای ابزاز احساس هایش در اختیارش قرار دهید.

  • مهارت های اجتماعی :

جمع بندی تمام مهارت های اجتماعی در یک بخش کوتاهی از مقاله، مثل این است که بخواهیم تفسیر کوتاهی در مورد فیزیک نجومی داشته باشیم . با این حال، توسعه استفاده از روش هایی که در چهار مورد بالا گفته شد، به شما کمک می کند تا بسیاری از مشکلات اجتماعی را که بسیاری از بزرگسالان هنوز با آن درگیرند، حل کنید. همانطور که گولمن توضیح می دهد، مهارت اجتماعی بر همه چیز، از کیفیت کار شما گرفته تا زندگی عاطفی شما تأثیر می گذارد.

شایستگی اجتماعی بسیاری از اشکال را در بر می گیرد و این چیزی بیش از یک مکالمه معمولی است . دامنه تخصص در مذاکره از توانایی درک احساس های دیگران و درک اینکه آنها چگونه در مورد چیزها فکر می کنند، شروع شده تا انجام یک شراکت بزرگ و کار تیمی. تمام این مهارت ها در زندگی آموخته می شوند. ما می توانیم هر یک از آنها را که مورد توجه ما است بهبود بخشیم، اما زمان، تلاش و استقامت است. این کمک می کند که مدلی داشته باشیم از کسی که مهارت های مورد علاقه اش را بهبود می بخشد. اما همچنان به تمرین در زمان ها و موقعیت های طبیعی نیاز داریم. مثلا ممکن است گوش دادن به یک نوجوان باشد، نه فقط یک موقعیت در محل کار.

شما می توانید با شایع ترین مشکلات اجتماعی شروع کنید: حل اختلاف نظرها. این جایی است که شما می توانید همه مهارت های خود را در محیط دنیای واقعی امتحان کنید. ما به این موضوع رسیده ایم، اما می توانیم قدم های اساسی را خلاصه کنیم:

  1. شناسایی و مقابله با هیجان های شما: هر وقت شما با شخصی بحث و جدل می کنید، مسائل زیادی به وجود می آید. اگر کسی درگیر هیجانی بود، ابتدا با آن مشکل مواجه شوید توجه به هیجان ها در موقعیت های بسیاری کاربرد دارد. مثلاً در محیط کار قبل از اینکه یک نفر از همکارش به رئیس شکایت کند یا در یک رابطه عاشقانه، قبل از انتقاد به شریک زندگی.
  2. هنگامی که هر دو آرام هستید، مشکلات را حل کنید : هنگامی که در شرایط آرامی قرار دارید، اختلاف نظرتان را مشخص کنید. قبل از اینکه به راه حل هایی برسید، مطمئن شوید که طرف مقابل هم با شما در مورد واقعیت ها موافق است. راه حل هایی را پیشنهاد دهید و نسبت به هرگونه امتیازی که ممکن است برای فرد مقابل ناخوشایند باشد، منعطف باشید ( اما مطمئن باشید که ثابت قدم هستید).
  3. پایان یک یادداشت همکاری: روابط هنگام کسب و کار یا تفریح، زمانی که همه درگیر یک مسئله واحد هستند، بهتر است حتی اگر نمی توانید در این مورد به یادداشت یک توافقنامه برسید، مطمئن شوید که هدف شما در این ارتباط، همکاری است. اجازه دهید که رئیس شما، همکاران شما و دیگران بدانند که می خواهید روی همان هدف کار کنید، حتی اگر دیدگاه های متفاوت داشته باشید.

البته هر رابطه ای با دیگران، یک چالش نیست. برخی از مهارت های اجتماعی فقط شامل ملاقات با افراد جدید، برقراری ارتباط با دیدگاه های افراد مختلف و یا فقط برای سرگرمی است. با این حال، حل کردن اختلاف ها می تواند یکی از بهترین راههای یادگیری مهارت کنترل هیجان باشد.

اختلاف ها وقتی حل می شوند که شما می دانید که دقیقاً چه چیزی می خواهید، می توانید به طور واضح ارتباط برقرار کنید، درک کنید طرف مقابلتان جه می خواهد، و شرایط برای هر دو طرف مطلوب است. اگر خوب دقت کنید، متوجه خواهید شد که این شیوه نیز بخشی از مدل هوش هیجانی است.

 

 

دکتر مهران آقامحمدپور بهترین فوق تخصص مغز و اعصاب کودکان

رشد شخصیت کودک

رشد شخصیت کودک

در رشد شخصیت کودک ، عوامل زیادی مؤثر هستند که میزان تأثیر آنها  به میزان توانایی کودک به درک اهمیت این عوامل در ارتباط آنها با خودش بستگی دارد. حال در این مقاله به بررسی این عوامل و تاثیر آنها در رشد شخصیت کودک می پردازیم.

  • مزاج یا سرشت :

مزاج یا سرشت عبارت است از خصوصیات روانی و فیزیولوژیک که فرد با آن به دنیا می آید  مزاج افراد، حتی دو خواهر با هم متفاوت است .مزاج در تمام عمر روی رفتار فرد تاثیر می گذارد و از آنجا که بخش عمده آن زیستی – جسمی است ،در سراسر عمر تغییر زیادی نمی کند .یکی از نکاتی که پدر و مادر باید در فرزند پروری همیشه به آن توجه داشته باشند ،همین فطرت و سرشت کودک است .

مزاج یا سرشت در تعامل با محیط و پرورش است ، بعضی از کارشناسان علوم تربیتی اهمیت مزاج یا سرشت را بیشتر می دانند و برخی نیز برعکس .اهمیت محیط و پرورش خواه بیشتر باشد یا نه ،موضوع مهم آن است که تربیت و پرورش قابل تغییر و دستکاری هستند و ما با بکار بردن مهارت های پرورشی و فرزند پروری است که می توانیم تاثیر بیشتری روی فرزند خود داشته باشیم .

  • کودکان از نظر مزاج سه دسته هستند :

  1. کودکان سخت یا دشوار : شامل ده درصد کودکان هستند که ساختمان جسمی و روانی آن ها حساس ،سخت و تحریک پذیر است مثلا بد خوابند ،نا آرامند ،الگوی غذاخوردن آن ها بی نظم یا حساس هستند .پرورش بچه های این گروه و مدارا کردن با آنان ،برای هر پدر و مادری مشکل خواهد بود .
  2. کودکان آسان : چهل درصد کودکان را شامل می شوند ،کودکانی منظم هستند و آرام کردن و تربیت آنها آسان است .
  3. ترکیبی از صفات کودکان دشوار و آسان : پنجاه درصد کودکان تشکیل می دهند،که بعضی از خصوصیات کودکان دشوار و بعضی برای ارزیابی مزاج کودک از ویژگی های ۹ گانه زیر استفاده می شود:

۱- سطح فعالیت :

باید ببنیم که میزان فعالیت آن ها به چه اندازه است آیا فعالیت معمولی دارند، فعالیتشان بیش از حد است ،یا برعکس کمتر معمولی فعالیت می کنند.

۲- موزونی :

قابل انتظار بودن رفتار و اعمالی نظیر خواب،خوراک و دفع ،برای ارزیابی باید ببینید که آیا کیفیت فعالیت هایی مانند خودردن خوابیدن و دفع ،در آنان موزون و قابل پیش بینی ،یا ناموزون و غیرقابل پیش بینی است.

۳- نزدیکی یا کناره جویی و به طور کلی نحوه واکنش کودک به محرک های تازه مثل افراد حیوانات و وسایل:

این عامل بیشتر سطح اضطراب پایه کودک را نشان می دهد. برای ارزیابی باید بینید که آیا به راحتی، به آسانی و با علاقه مندی به محرک های تازه و نو نزدیک می شوند یا کناره جو و اجتناب کننده هستند.

۴- میزان سازگاری اجتماعی سرعت و آسانی تغییر رفتار فعلی کودک در واکنش به سر نخ و تغییرات محیطی:

برای ارزیابی ببینید که آیا به راحتی و به آسانی با شرایط،اتفاقات و تغییرات سازگار می شود یا بر عکس سازگاری و تطابق آنها ضعیف است.مدارا با کودکانی که میزان سازگاری آنها کم است،برای هر پدر و مادری سخت است و باید  از ابتدا به آن توجه داشته،برای آن برنامه ریزی کنند.در صورت انطباق خوب والدین و فرزند پروری رضایت بخش،می توانند سازگاری و تطابق کودک را بهبود بخشند.

۵-شدت نشان دادن واکنش (میزان بروز انرژی و شدت در نشان دادن واکنش به تغییرات محیطی و ناکامی ها):

بعضی از  کودکان نسبت به شرایط ، اتفاقات ،تغییرات و ناکامی ها به شدت واکنش نشان می دهند و بعضی نیز شدت واکنش کنترل شده و حساب شده تری دارند.آموزش گیری از والدین چه از طریق همانند سازی با والدین و چه از طریق یادگیری اجتماعی،الگوسازی نقش و آموزش مهارت ها می تواند شدت واکنش را متعادل کند .

رشد شخصیت کودک

۶- حساسیت یا  آستانه واکنش (شدت تحریک مورد نیاز یرای برانگیختن یک واکنش خاص از کودک):

این عامل به خصوص در تربیت کودک اهمیت دارد .بعضی از کودکان آستانه واکنش پایین تری دارند ،حساس هستند و راحت تر می توان واکنش مورد انتظار،مانند آموختن رفتار جدید را از آنان استخراج کرد.

پس سخت تر می توان واکنش مورد انتظار ،مانند آموختن یک رفتار جدید را از آنها استخراج کرد.

۷- کیفیت خلق (خلق ذاتی و سرشتی کودک را نشان می دهد):

برای ارزیابی ببینید که خلق آنها پر نشاط و بشاش است یا افسرده، غمگین و اهل گریه و زاری هستند؟ آیا مضطرب و ترسو هستند؟ خشمگین،عصبانی و تحریک پذیرند یا آرام و صبور؟در اینجا نیز انطباق خوب والدین و فرزند پروری رضایت بخش آنها می تواند موثر باشد .این اثر نیز از طریق ایجاد اعتماد و اطمینان به محیط خارجی و همین طور از طریق همانند سازی با والدین و الگوگیری و یادگیری از اطرافیان است.

۸- میزان توجه و تمرکز کودک (میزان نگهداری و حفظ توجه علی رغم محرک های درونی و بیرونی غیر مرتبط):

برای ارزیابی ببینید که آیا محرک های محیطی به آسانی و به سرعت حواس کودک را پرت می کند؟ در صورتی که فرزند شما جهت حواس پرتی آمادگی دارد،با کنترل محرک های درونی و بیرونی و همینطور تمرین های مناسب از میزان حواس پرتی او بکاهید.

۹- میزان پافشاری (پافشاری در انجام یک عمل و ادامه فعالیت هنگام مواجهه با موانع):

بعضی کودکان در انجام یک عمل و فعالیت پافشاری داشته،بعضی دیگر در برخورد با موانع و ناکامی ها زود دلسرد،نا امید و سرخورده می شوند.

 

*بخوانید : اختلالات عاطفی !

 

موارد فوق اجزا سنتی تشکیل دهنده مزاج هستند . اما عوامل دیگری نیز وجود دارند که می توانند به عنوان بخشی از سرشت در نظر گرفته شوند، زیرا از بدو تولد همراه کودک هستند.این عوامل شامل بهره هوشی،میزان خلاقیت و کنجکاوی ،انواع و مقدار استعدادها یعنی نقاط ضعف و قوت کودک می شود . هر یک از این عوامل نیز می توانند شاخصه های دیگری را تعیین کنند .به طور مثال هوش نیز روی انعطاف و تطابق پذیری، طریقه برقراری ارتباط و گفت و گو ،حل مسئله و… فرد تاثیر گذار خواهد بود .

با درک واقعی مفاهیم فوق ،عمق دید ما به عنوان پدر و مادر از کودک و همینطور درستی انجام وظایف پدر و مادری بیشتر می شود .که برای رشد شخصیت کودک حائز اهمیت هست ،به طور مثال زمانی که مزاج کودک سخت و مشکل است ،والدین باید برای انجام درست وظیفه فرزند پروری ،آموزش لازم را بینند و همینطور آستانه تحمل خود را برای شرایط سخت بالا ببرند یا زمانی که فرزند از نظر مزاجی پرتحرک بوده ،محدوده توجه و تمرکز او ضعیف است که والدین باید با شروع اقدامات اصلاحی این مشکلات را کاهش دهند و گرنه ممکن است فرزند علائمی شبیه به اختلال بیش فعالی همراه با نقص توجه پیدا کند.در این صورت از یک طرف نیازمند اقدام درمانی طولانی و پرهزینه منفی دارد. یا زمانی که کودک به طور سرشتی اضطراب آلود و افسرده است والدین نباید به گونه ای برخورد کنند که اضطراب یا افسردگی کودک را شدت بخشند،برعکس باید اقدام و مهارت های آنها معطوف به کاهش اضطراب یا افسردگی فرزندشان باشد.

  • عوامل موثر بر رشد شخصیت کودک :

همه ما علاقه مندیم که کودکانی شکوفا و بالنده داشته باشیم ،پس باید عوامل موثر بر رشد کودک را بشناسیم و با توجه به آن برنامه ریزی و اقدام کنیم . این عوامل عبارست از:

۱- سلامتی و تندرستی :

یکی از مهم ترین عوامل برای رسیدن به خود شکوفایی کودک ،سلامتی و تندرستی اوست ، که کودک را در رسیدن به اهداف و دست و پنجه نرم کردن با مشکلات کمک می کند. بیماری فقط در پی ارضای نیازهای اولیه خود باشد،نیازهای عالی تر برای او دست نیافتنی می گردد . هنگام ابتلا به بیماری ،کودک احساس می کند بر روی بدن خود کنترلی ندارد و در پی آن تجسم نفس ،اعتماد و اتکا به نفس در وی کاهش می یابد.

۲-شادی و نشاط :

کودکان شاد راحت تر بر موانع و ناکامی ها غلبه پیدا می کنند ،راحت تر به افراد و اتفاقات جدید نزدیک شده ،آن را تجربه می کنند .

رشد شخصیت کودک

 

۳- مهارت و تجربه والدین :

میزان اطلاعات و تجربه والدین تاثیر زیادی بر رشد شخصیت کودک دارد. والدین با تجربه مشکلات و نیازهای هر دوره را پیش بینی کرده،با برنامه ریزی درست،کودک خود را هدف گذاری و رسیدن به آن کمک می کنند.با تغییر شرایط  زندگی یعنی همراه با صنعتی و نو شدن و در پی آن افزایش ارتباطات و کاهش فاصله ها،ممکن است مدل های سنتی فرزند پروری و سبک زندگی گذشته، در تطابق با شرایط  جدید مشکل داشته باشند. یکی از راه های بر طرف کردن این مشکلات و تطابق مدل های سنتی با مدل های نوین،فراگیری مهارت های فرزند پروری است. البته به جز تجربه،نگرش و طرز برخورد والدین نیز  مهم است.در واقع نگرش هر فرد نیز به میزان آگاهی،خلق قالب و رضایتمندی او بستگی دارد .

۴- مزاج شخصیت کودک :

چنانچه قبلا گفته شد کودکان مزاج های متفاوتی دارند ،بر همین اساس اطلاع والدین از این وضعیت ها برای رشد شخصیت کودک  و کسب مهارت های لازم در حسن تناسب و تطابق آن ها با کودک تاثیر گذار خواهد بود.

۵- جنسیت کودک:

نوع نگرش اطرافیان نسبت به کودک ،به ویژه در جوامع سنتی ،تحت تاثیر جنسیت او است . کودک از بدو تولد تحت فشارهای اجتماعی نیرومندی است تا بتواند با الگوهای خاص پذیرفته شده فرهنگی مربوط به جنسیت خود هماهنگ شود. جنسیت حتی بر نوع و سرعت کسب مهارت کودکان تاثیر مستقیم دارد. از طرف دیگر مراحل مختلف رشد پسر و دختر و مسائل پیش آمده با هم متفاوت است .

۶- تربیت تولد و تعداد فرزندان :

تجربه والدین در مورد فرزند اول کمتر است لذا تمایلشان به مداخله، محدود کردن ، اجبار و نشان دادن شدت عمل در مورد فرزند اول ، نسبت به بچه های بعدی بیشتر خواهد بود. از طرف دیگر فرزند اول در محیطی کودک محور رشد می کند، لذا بهتر از فرزندان بعدی توسط بزرگترها پذیرفته می شود و به همین خاطر انتظار این می رود که مسئولیت پذیرتر بوده پذیرش بیشتری برای نقش های مهم و برجسته مانند رهبری داشته باشد . تعداد کودکان یک خانواده نیز بر رشد کودک تاثیر گذار است . والدینی که چند کودک دارند ، مجبورند توجه خود را بین آنان قسمت کنند ،که این موضوع ممکن است زمینه ساز بروز رقابت و دعوا در میان کودکان گردد.کودکان بیمار یا ضعیف نیز توجه و تلاش بیشتر والدین را به خود معطوف و در نتیجه الگوی شخصیتی تابع و وابسته پیدا می کنند از طرف دیگر مشکلات رفتاری گسلنده ،مانند پرخاشگری و فرار از منزل در فرزندان دیگر افزایش می یابد.

۷- میزان درآمد خانواده و دسترسی به امکانات مادی :

وقتی که پول به مقدار کافی در سیستم خانواده وجود داشته باشد ،والدین دچار مشکل زیادی نبوده ،منابع بیشتری برای مقابله با فشارها و موانع در اختیار خواهند داشت .به همین دلیل راحت ترمی توانند برای رشد و آموزش تمام فرزندان خود پول خرج کنند. نقش مهم امکانات مادی دیگر مانند مسکن تعداد اتاق ها ،دسترسی به امکانات سرگرمی و تفریحی و…را نیز نباید از نظر دور داشت .

۸- دسترسی خانواده به سیستم های حمایتی :

سیستم های حمایتی ،آگاهی و اطلاعات خانواده را افزایش و منابع جانشین به آنان عرضه می دارد و از طرف دیگر تعامل اجتماعی و معاشرت را بالا می برند .همچنین از میزان استرس تحمیل شده بر خانواده کم می کنند.

  • وظایف پدر و مادر در رشد شخصیت کودک :

یکی از سوالات مهم در محبث مهارت های فرزند پروی این است که واقعا وظایف پدر و مادر چیست ؟

در مقایسه با دیگر موجودات کره زمین ،فرزندانشان طولانی ترین زمان را برای اتمام رشد و نمو ایجاد استقلال و خودکفایی نیاز دارد، و در تمام این دوران به پدر و مادر خود وابسته است . در ابتدای زندگی کودک به تازگی مراحل رشد و نمو خود را شروع کرده ،حواس او فاقد پختگی لازم ،و تجارب او از زندگی کم و پراکنده است ،این مادر یا جانشین اوست که با انجام وظیفه درست ،محیط مناسب را برای تکامل کودک فراهم می آورد. اهم و عمده وظایف پدر و مادر عبارت است از ارضا نیازهای فرزند یک میحط سالم خانوادگی ،نه تنها به فرزندان بلکه به همه اعضای خانواده این امکان را می دهد تا نیازهای واقعی و مقبول خود را برآورده سازند.

نیازهای اعضای خانواده عبارت است از:

  1. نیازهای اولیه یا جسمانی غذا لباس ،مسکن و امنیت
  2. نیاز به برقراری روابط عاطفی و خوب
  3. نیاز به نقطه اتکا

 

 

دکتر مهران آقامحمدپور بهترین فوق تخصص مغز و اعصاب کودکان

صرع در اثر ضربه مغزی

صرع در اثر ضربه مغزی

بررسی خصوصیات روانی و اجتماعی بیماران مبتلا به صرع در اثر ضربه مغزی

صرع پس از ضربه مغزی یکی از عوارض شایع ناشی از تروماهای مغزی است.

  • آسیب های مغزی:

صدمه مغزی می تواند به صورت له شدگی و یا کوفتگی مغز، خونریزی و هماتوم مغزی ،شکستگی استخوان جمجمه در هر کدام از مناطق مغزی در دوران نقاهت و پس از ترخیص از بیمارستان دچار مشکلات روانی متعدد می شوند.

صرع در اثر ضربه مغزی

 

  • نتیجه بررسی بیماران:

در مطالعه انجام شده ۱۱ درصد از بیماران پس از ضربه مغزی دچار ضربه شده بودند اکثریت واحدهای تحت پژوهش در هفته اول بعد از ضربه دچار تشنج شده فنی توئین بود بیشترین اختلال روانی ناشی از صرع در اثر ضربه مغزی افسردگی بود چهار نفر از بیماران با تشخیص خودکشی بعد از ضربه مغزی مجدداً در بیمارستان بستری شدند که یک مورد منجر به مرگ شد.

  • اختلالهای ناشی از صرع بعد از ضربه:

سایر اختلال های شایع ناشی از صرع در اثر ضربه مغزی شامل احساس گیجی ، بی ثباتی خلقی، پرخاشگری ،فراموشی ، سایکوز و اوتیسم بود .

در اکثر بیماران مشکلاتی نظیر انزوا ، از دست دادن شغل و از هم پاشیدگی خانوادگی به وجود می آید.

 

*بخوانید : درمان صرع کودکان!

 

  • زمان بروز تشنج:

برحسب زمان بروز تشنج ،هر چه فاصله زمان تشنج از زمان وقوع ضربه بیشتر باشد احتمال وقوع صرع بیشتر است ، به طوری که تشنج ها بلافاصله و تا چند ساعت بعد از ضربه پیش آگهی خوبی دارد و به درمان دارویی جواب می دهد. بیشتر افراد مبتلا به صرع در سه ماه بعد از ضربه دچار تشنج می شوند و بیشتر در ناحیه پاریتال و فرونتال آسیب دیده بودند اکثریت بیماران مبتلا به صرع و اختلال شخصیتی و خلقی از ناحیه فرونتال آسیب دیده بودند. بررسی ریسک فاکتورهای موثر در ایجاد صرع دیررس مثل بروز تشنج در هفته اول ،وجود هماتوم ، شکستگی فراموشی ، حجم توده مغزی وجود علائم فوکال عصبی و مراقبت های پرستاری بعد از ضربه مغزی برای پیگیری بیمار در مطب و منزل و بیمارستان ضروری به نظر می رسد.

با این اقدام ها کنترل و کاهش حمله های صرع در اثر ضربه مغزی می تواند عملی شود.

 

 

دکتر مهران آقامحمدپور بهترین فوق تخصص مغز و اعصاب کودکان

ورزش برای بیماران صرعی

ورزش برای بیماران صرعی

ورزش برای بیماران صرعی

 

  • چه ورزش هایی برای بیماران مبتلا به صرع مفید است ؟

همه می دانندکه با انجام ورزش های گوناگون ، می توان قدرت و توانایی های جسمی و روانی را تقویت کرد.

ارتباط با دیگران در گروه های ورزشی مختلف باعث شکل گیری ابعاد اجتماعی و فاصله گرفتن از انزوا می شود . افراد مبتلا به برخی بیماری ها از جمله صرع نیز از این قاعده مستثنا نیستند ، چون ورزش کردن علاوه بر کنترل بیماری موجب افزایش اعتماد به نفس در آنها می شود .

  • بیماری صرع چیست ؟

اختلال در عملکرد مغز سبب به وجود آمدن بیماری صرع می شود . دراین نوع بیماری مغزی ، ارتباط طبیعی بین سلول های عصبی مغز قطع می شود . این اتفاق به صورت تشنج در فرد ظاهر می شود و در طی آن،رفتار،علائم و احساس های غیر طبیعی مانند خیره شدن چشم ها و حرکات تند و پیچشی غیر قابل کنترل در دست ها و پاها بروز می کند که اگر تکرار شود ،به عنوان بیماری صرع شناخته می شود . زمان بروز حمله های این بیماری اغلب هنگام صبح زود ،زمان استراحت و یا در شب اتفاق می افتد. مدت زمان حمله صرع ممکن است چند ثانیه تا چند دقیقه طول بکشد .

  • ورزش برای بیماران صرعی:

بسیاری از افراد مبتلا به صرع به علت ترس از بروز حمله یا حادثه ای در حین فعالیت ،از ورزش پرهیز می کنند ورزش برای بیماران صرعی مفید می باشد و  بروز حمله تشنج در حین ورزش ،پدیده ای نادر است و حتی بر خلاف تصور عده ای ،انجام فعالیت های ورزشی می تواند خطر بروز تشنج را کاهش دهد ،اما مقدار فعالیت باید در حدی باشد که مبتلایان به صرع دچار خستگی نشوند ،زیرا خستگی باعث تجمع اسید لاکتیک در عضلات بدن شده و به مغز انتقال یافته و سلول های مغزی را مختل می کند .

از عوامل که باعث تشنج در حین ورزش شده و فرد را آماده بروز حمله می کند ،می توان به افزایش تنفس ،از دست دادن آب و نمک بدن فعالیت زیاد ماهیچه ای ،حرکات خسته کننده فشارهای هیجانی و روانی شدید ، کم خوابی ،افزایش دمای بدن و کاهش قند خون اشاره کرد .

نکته مهم دیگر این است که در بسیاری از موارد ، دلیل بروز حمله هنگام ورزش ،درمان نادرست بیماری و یا میزان دارو است، بنابراین می توان با نظر پزشک معالج نسبت به تغییر دارو و مقدار آن اقدام کرد و ورزش را ادامه داد.

ورزش برای بیماران صرعی

 

  • ورزش های مجاز برای مبتلایان به صرع:

همانگونه که بیان شد،بیماران مبتلا به صرع می توانند به صورت کنترل شده ورزش کنند . این بیماران در صورتی که از محدوده زمانی حمله های صرعی خود مطلع هستند که چه زمانی خود را تنظیم کنند،اما تا حد امکان باید از انجام ورزش هایی که برای آنها خطر دارد ،اجتناب کنند . برای مثال ،ورزش یوگا در کنار افزایش مقاومت بدن و انعطاف پذیری ،استرس راکه یکی از عوامل محرک تشنج است ،کاهش داده و سبب بهبود کنترل تشنج در افراد مبتلا به صرع می شود . در ادامه به نمونه های دیگری از ورزش های مناسب برای بیماران صرع اشاره می کنیم :

  1. دوچرخه سواری درحد ۲۰ دقیقه ،با کلاه ایمنی و در میسر خلوت
  2. پیاده روی
  3. دو و میدانی سبک
  4. شنای آزاد با احتیاط و با اعلام احتمال تشنج به نجات غریق
  5. ژیمناستیک در حد ملایم و سبک
  6. آمادگی جسمانی با تمرین های منظم
  7. اسکی روی آّب و قایقرانی با احتیاط
  8. موج سواری در حد متعادل
  9. اسکیت گروهی
  10. اسب سواری با کلاه ایمنی
  11. ورزش های هوازی مثل مدیتیشن
  12. ورزش هایی با توپ مانند والیبال ،پینگ پنگ ،بسکتبال یا فوتبال با کلاه ایمنی
  13. انقباض عضلانی و کار با وزنه همراه با احتیاط لازم
  • ورزش های ممنوع برای مبتلایان به صرع:

برخی از ورزش ها ممکن است ، اعصاب سلول های مغزی را تحرک داده و فرد را دچار تشنج کنند .

بنابراین انجام اینگونه از ورزش ها برای مبتلا به صرع توصیه نمی شود . ورزش هایی که در ارتفاعات بلند صورت می گیرد ،به دلیل کم شدن فشار هوا می تواند برای این افراد خطرناک باشد . تشنج در آب نیز بسیار پر خطر است و ورزش هایی مانند شنا باید همراه با احتیاط انجام شود. در ادامه برخی از ورزش های دیگر که برای بیماران صرع مخاطره آمیز هستند ،اشاره شده است .

  1. غواصی
  2. مشت زنی
  3. وزنه برداری
  4. فوتبال آمریکایی
  5. چتربازی
  6. مسابقه موتور سیکلت رانی
  7. بوکس
  8. حرکات آکروباتیک
  9. کوهنوردی
  10. پرتاب نیزه با کمان و تفنگ
  11. پرتاپ نیزه یا دیسک
  12. پرواز به وسیله کایت
  • توصیه های مهم قبل از انجام ورزش برای بیماران صرعی:

  1. قبل از شروع فعالیت ورزشی ،سعی کنید مربی و هم بازیکن ها را از بیماری خود آگاه سازید تا در صورت بروز حمله از آمادگی لازم برای کمک برخوردار باشند .
  2. در حین ورزش اجازه ندهید بدنتان دچار کم آبی یا کمبود مواد قندی شود .
  3. در صورتی که احساس سرگیجه ،تهوع و افت فشار خون داشتید ،به ورزش کردن ادامه ندهید.
  4. بیش ازحد ورزش نکنید و محدویت های خود را نظر بگیرید
  5. در خنک ترین ساعت روز ورزش کنید
  6. روی سطوح نرم مانند چمن و تشک ورزش کنید

ورزش برای بیماران صرعی

  • ورزش های مفید برای بیماران مبتلا به صرع:

همان طور که در این مقاله بیان شد، ورزش علاوه بر سلامتی جسمی و روانی ،سبب افزایش تعامل اجتماعی خواهد شد. افراد مبتلا به صرع نیز به عنوان گروهی از اعضای جامعه باید با انجام ورزش های مناسب و مفید ، تعامل اجتماعی خود را حفظ کرده و از جامعه جدا نشوند .

بسیاری از افراد مبتلا به بیماری صرع می توانند انواع ورزش را با رعایت نکات ایمنی انجام داده و از آنها لذت ببرند . در این متن بسیاری از ورزش های مناسب این افراد ،به همراه شرایط که باید رعایت شود ،مورد بررسی قرار گرفت .

  • عوامل موثر در عدم تبعیت دارویی افراد مبتلا به صرع:

عدم تبعیت دارویی یکی از موانع درمان در تمامی بیماری ها به ویژه بیماری مزمن است. شکست درمان در بیماری صرع نه تنها سلامت بیمار را به خطر می اندازد ،بلکه بار مالی بزرگی به خانواده ،جامعه و نظام سلامت تحمیل می کند .لذا مطالعه حاضر با هدف بررسی عوامل موثر بر عدم تبعیت دارویی در افراد مبتلا به صرع انجام گرفت . یافته های علمی نشان می دهد که عدم پایبندی دارویی در افراد مبتلا به صرع می تواند ناشی از فراموشی ،نداشتن تشنج به مدت کوتاه ،ترس از عوارض جانبی داروها ،عدم خود مدیریتی دارویی ،خودکار آمدی پایین ،عدم حمایت اجتماعی ،ارتباط ضعیف پزشک و بیمار، افسردگی ،اضطراب ،دفعات مکرر مصرف دارو ،هزینه های دارویی و مدت طولانی بیماری باشد .

در نتیجه به منظور ارتقاء تبعیت دارویی افراد مبتلا به صرع مداخله های آموزشی برای افراد مبتلا به صرع ضروری به نظر می رسد .

 

 

دکتر مهران آقامحمدپور بهترین فوق تخصص مغز و اعصاب کودکان

اختلالات عاطفی

اختلالات عاطفی

عاطفه عبارت است از حالت هیجانی شخص که اندیش او را همراهی می کند. عاطفه و هیجان اغلب به طور متداخل به کار می روند . اما خلق حالتی نافذتر پایاتر از دو حالت قبلی هست . بدین معنی که ممکن است خلق کسی در یک روز بخصوص بالا باشد ، معهذا حالاتی از افسوس ،غم ،خشم یا نگرانی در اختلالات عاطفی بطور گذرا در زمینه این خلق بالا مشاهده شود.

رفتار خود آگاه بشر در درجه اول نتیجه برخی از نیازهایی است که احساس می کند . این نیازها را به طور خلاصه به دو گروه عمده می توان تقسیم کرد : نیازهایی که با لذت ارتباط دارند و منجر به حرکت به سوی هدف می گردند و نیازهایی که درد را تداعی نموده و موجب کناره گیری شخص از آنها می شود. حرکت لذت بخش با یک رشته اعمال هدف جویانه که با پیش بینی لذت مربوط است ، شروع شده و سر انجام به حرکت انتهایی که با رسیدن به لذت و حصول رضایت همراه است ختم می گردد. این ثبات عاطفی را ممکن است بیماریهای گوناگون روانی به آشفتگی مبدل سازد که به صورت عواطف خوشایند ، عواطف ناخوشایند و سایر انواع اختلالات ظاهر شود .

حال در این مقاله به بررسی انواع اختلالات عاطفی می پردازیم:

  • عواطف خوشایند:

بطور کلی عبارتند از

  1. خوشی یا نشئه: این حالت را احساس مثبت سرحال بودن از نظر جسمی و روانی تعریف کرده اند،حالت نشئه خارج از موقعیت متناسب ، بیمارگونه شمرده شده و قرینه ای بر وجود بیماری روانی است . اگر چه حالت خوشی معمولا روان زاد است ، ممکن است علت عضوی نیز داشته باشد . در حالت خوشی همه چیز خوشایند و هر اتفاقی مسرت بخش است. زندگی زیبا و دل انگیز و و بی دغدغه و به عبارت دیگر آسمان دل صاف و روشن است . مشاهد این حالت در بیمارانی که گاهی از نظر عینی در وضع جسمی وخیمی قرار دارند بسیار غم انگیز است. نشئه بیش از همه در بیمار هیپومانیک دیده می شود ، در بعضی اختلالات عضوی مثل پارلیزی ژنرال ، اسکلروز مولتیپل و بعضی تومورهای لوب پیشانی هم مشاهده میگردد.
  2. سرخوشی: سرخوشی در واقع پله ای بالاتر از خوشی است که علاوه بر خصوصیات ذکر شده برای خوشی ، شخص از یک حسی اعتماد به نفس عمیق برخوردار است و بیش فعالی نیز بر شکل بالینی افزوده شده است. بعضی از داروها منجمله تریاک ، الکل و آمفتامین ممکن است حالت خوشی و سرخوشی به وجود آورد.
  3. وجد: مرحله ای فراتر از سرخوشی است و معمولا با هذیانهای بزرگ منشی همراه است.
  4. جذبه: حالت جذبه یا خلسه ، نقطه اوج در عواطف خوشایند است .حالتی است که در آن شخص خود را در دنیایی آرام و پر صلح و صفا یافته و احساس تولدی دوباره به او دست می دهد ، تولدی دوباره بدور از تشویشهای دنیای خاکی ، که تحقق منتهی آرزوهای شخص را در بر دارد.

 

بی ثباتی هیجانی: یکی از علائم اساسی در اختلالات عضوی مغز به خصوص در اختلالات عروقی مغز است . بیمار مبتلا در میان خنده های پر نشاطش ناگهان شروع به گریه می کند ، یا با کوچک ترین تحریکی لبخندهایش به خشمی انفجاری تبدیل می گردد که نوعی از اختلالات عاطفی می باشد.

بی اختیاری هیجانی : بی اختیاری هیجانی زمانی وجود دارد که شخص به علل جزئی یا بدون علت شروع به گریه کردن ، یا خندیدن می کند. گریه کردن شایع تر است و معمولا در ضایعات بارز مغز ، به خصوص در دمانس آترواسکلروتیک مشاهده می شود . اشک ریزی بدون ملال عمیق و ثابت در انفاکتوس مغزی ممکن است مشاهده شود .

هیجان سرد: این اصطلاح برای حالت هیجانی فیزیکی که تحت تاثیر برخی داروها (مثل اپینفرین) احساس می شود اطلاق می گردد. شرایط جسمی به حالت تحریک هیجانی شباهت پیدا می کند اما تجربه عاطفی واقعی در کار نیست.

تحریک پذیری: بعضی از بیماران حالت های کج خلقی نشان می دهند که ضمن آن غمگین ،درمانده عصبانی ،بیزار و تحریک پذیر هستند این نوع اختلالات عاطفی بیش از همه در صرع دیده می شود، اما در حالت افسردگی ،همراه با پارانویا و نوروز جبران هم مشاهده می گردد.

حیرت و منگی : در مراحل ابتدائی اسکیزوفرنی ممکن است بیمار دچار چنین حالتی شود. بیمار منگ و پریشان است و قادر به توصیف تجربه هیجانی خود نیست ،تجویز وریدی سدیم آمیتال غالبا موجب رفع این حالت می شود .حالت حیرت و منگی خاص اسکیزو فرنی نیست در حالت اضطرابی شدید و در افسردگی های موقعیتی هم ممکن است دیده شود.

نوسان خلق : اصطلاحی است که به تغییرات خلق بیماران مبتلا به بیماری منیک دپرسیو اطلاق می شود.

دلتنگی : یکی از اختلالات خلق است که بدون انگیزه ای خاص بطور ناگهانی در شخص پیدا شده و ضمن آن بیمار از هر گونه مداخله ای از جانب دیگران بیزار و متنفر است . دلم می خواد مثل یک موش بروم توی سوراخ و چشمانم کسی را نبیند، نمی خواهم چشمم به روی کسی بیفتد. این حالات در بیماران مصروع ، بیماران مبتلا به ضایعات عضوی مغز و همچنین در پسیکوپاتها ممکن است مشاهده شود.

  • افسردگی :

افسردگی اصطلاحی وسیع و مبهم است. برای شخص عادی حالتی مشخص با غمگین و گرفتگی و بی حوصلگی و برای پزشک اختلالات عاطفی گروه وسیعی از با زیر شاخه های متعدد را تداعی می کند. خصوصیات اصلی و مرکزی حالات افسردگی کاهش عمیق میل به فعالیت لذت بخش روزمره ،مثل معاشرت ، تفریح ، ورزش ، غذا و سکس است. این ناتوانی برای کسب لذت ، حالتی نافذ و پایا دارد. بطور کلی شدت افسردگی بستگی به تعداد علائم و درجه نفوذ آنها دارد .در خفیفترین فرم ، ممکن است فقط معدودی از علائم اساسی وجود داشته باشد.

مهمترین علامت افسردگی ناتوانی در کسب لذت از چیزهایی است که قبلا برای او لذت بخش بوده است. غذا برای شخص بی طعم ، فعالیت جنسی بدون لذت ، شغل خسته کننده ، و معاشرتهای پر معنی پیشین پوچ و بی معنی می گردد. غمگینی یک از خصوصیات افسردگی است. در تمام فرمهای آن جزی از سمپتوماتولوژی نیست . بیمار ممکن است بجای غمگینی ، از گیجی و اضطراب و عدم تمرکز فکری شکایت داشته باشد.

احساس درماندگی ، میل به خود ملامتگری ، کاهش اعتماد به نفس در میان شایعترین علائم افسردگی هستند. کندی پسیکوموتور ، یا برعکس آن تحریک و آشفتگی ممکن است یکی از تظاهرات افسردگی باشد. بیخوابی ، بخصوص بیخوابی آخر شب ،علامت مهمی است. بی اشتهائی و کاهش وزن نیز از علائم عمده افسردگی شمرده می شوند . تغییرات شبانه روزی خلق ،به صورت شدت یافتن علائم به هنگام برخواستن از خواب ، از خطوط راهنما برای تشخیص افسردگی است.

شکایت های مبهم از سردرد ، کمر درد ، دل درد، یبوست بدون علت آشکار گاهی با افسردگی همراه است . وجود افکار انتهاری تکرار شونده نیز در میان مهمترین علائم افسردگی بوده و مستلزم توجه جدی است. کندی روانی – حرکتی در حالات افسردگی روی هم رفته علامت شایعی است . با این حال در بیماران سالمند تحریک روانی –حرکتی  نیز مشاهده می شود. علائم کلاسیک تحریک روانی –حرکتی گره کردن انگشتان به هم و کندن مو است. حالت کلاسیک بیمار افسرده با خمیدگی قامت ،فقدان حرکات خود به خودی و نگاه خیره رو به پائین مشخص است.

افسردگی هر چند که از شایعترین اختلالات روانی انسان است شاید بیش از هر اختلال روانی دیگر در تشخیص آن اشتباه  می شود. یکی از علل پنهان ماندن و عدم تشخیص افسردگی در آمیختن آن با غمگینی معمولی است. در زندگی هر کس موقعیتهایی پیش می آید که خواه نا خواه او را غمگین می سازد، اما این حالت با آشفتگی واقعی روانی و تقلیل بینش معنوی شخص همراه نیست. بر عکس ، افسردگی حالتی است که بر کیفیت خلق شخص تاثیر عمیق گذاشته و نحوه ادراک او را از خویش و از محیطش دگرگون می سازد. این تفاوت را شاید با توصیفی که یک بیمار در ضمن روان درمانی بیان کرده است بهتر بتوان درک کرد.

افسردگی

 

بین غمگینی و افسردگی فرق بزرگی وجود دارد . وقتی من و زنم اوقات تلخی مختصری داشته باشیم من احساس غمگینی می کنم . این حالت را دوست ندارم ، اما این جزئی از زندگی است . کمی بعد هر دو آشتی می کنیم.ممکن است این پیش آمد مرا ناراحت کند ، اما دیگر سبب بی خوابی من نمی گردد. و به طور کلی من احساس خوشی واقعی را از دست نمی دهم . برعکس ، وقتی افسرده ام موضوع کاملا فرق می کند .این حالت خیلی آزارم میدهد. یک عده تغییرات جسمانی در خود می یابم . شب خوابم نمی برد و شاید همه شب را بیدار بمانم.اگر یک بار اختلافی با زنم پیداکنم احساس می کنم که ادامه زندگی ما بیهوده است.

افسردگی پنهان : اصطلاحی است که از سال ۱۹۵۰ به بعد عمومیت یافت . این نوع افسردگی ممکن است در لباس هر نوع شکایت جسمی که نسبت به درمان های مناسب مقاوم بوده است ، ظاهر شود . چنین شکایت جسمی که نسبت به درمان های مناسب مقاوم بوده است ، ظاهر شود. چنین شکایات جسمی معمولا با درمان های ضد افسردگی مثل داروهای ضد افسردگی سه حلقه ای یا الکتروشوک بهبود می یابند

افسردگی اتکائی: سندرمی است که در بچه ها در نیمه دوم یک سالگی به دنبال محرومیت از توجه مادر یا کسی که نقش مادری داشته باشد ظاهر می گردد . چنین طفلی ابتدا با خشم و اعتراض و اضطراب به غیبت مادر واکنش نشان می دهد و پس از آن یاس و بی تفاوتی و به دنبال آن بی اشتهائی و تحلیل قوا و بالاخره مرگ ممکن است پیش آید.

افسردگی رجعتی یا افسردگی دوره یائسگی : خطوط افسردگی با بالاتر رفتن سن افزایش می یابد و از چهل سالگی به بالا شایعتر است. افسردگی رجعتی با آشفتگی و بیقراری شدید مشخص است و احتمال اقدام به خودکشی یکی از خطرات جدی این نوع افسردگی است .سندرم آشیانه خالی اصطلاحی است که گاهی به این نوع افسردگی اطلاق می شود.

  • اضطراب:

اضطراب اصطلاحی است که در روانپزشکی خیلی وسیع به کار گرفته شده و در شرح خیلی از پدیده های بالینی جزء همیشه حاضر و ثابت است .این حالت بطور کلی با انتظار وقوع یک پیش آمد ناگوار مشخص است . در تفکیک ترس و اضطراب می توان گفت که اضطراب واکنش در مقابل خطری است که از درون شخص وی را تهدید می نماید،در حالی که ترس واکنش نسبت به یک خطر واقعی خارجی است که ممکن است زندگی شخص را در مخاطره اندازد .

اضطراب موقعیتی: گروهی از واکنش های مربوط به محرکها و موقعیتهای استرس آمیز نظیر مصاحبه ، امتحان اعمال جراحی و نظیر آنهاست چنین اضطرابهایی اغلب کوتاه مدت بوده و با ورود در موقعیت اضطراب انگیز و تقریبا همیشه پس از ختم آن از بین می رود.

اضطراب

 

اضطراب مواج آزاد یا اضطراب فراگیر: در این نوع اضطراب بیمار تقریبا به طور مداوم در یک حالت نگرانی خفیف قرار دارد. مواج آزاد به این علت به این نوع اضطراب اطلاق می شودکه که تقریبا به هر وجه زندگی و سلامت روانی و جسی بیمار ممکن است مربوط گردد.

اضطراب تروماتیک : نوع خاصی اضطراب است که در بازماندگان اتفاقات وحشتناک و غیره منتظره مثل سوانح طبیعی ( سیل ، زلزله ، و گرد باد) و یا پس از بمباران و تصادفات شدید مشاهده می گردد. این اضطراب با اختلال شدید خواب ، تحریک پذیری ، سردرد ، بیقراری ، احساس ترس و بی کفایتی ، کابوس های وحشتناک و محدود کردن تماس و فعالیت های اجتماعی مشخص است.

وحشت پسیکوتیک: به حالت های ترس و وحشت شدید که به علت درک و تعبیر عوضی محیط در بیمار پسیکوتیک ظاهر می گردد، اطلاق می شود.

  • پرخاشگری:

در اختلالات عاطفی پرخاشگری کلمه اساسا معنی حرکت به سمت چیزی را می دهد. کلمه ای است با ریشه لاتین  که هدف و انرژی را می رساند. در سال های اخیر این کلمه معانی نسبی زیادی در زمینه های اخلاقی و عاطفی پیدا کرده است . در یک نظر خواهی از یکصد دانشجو در این که کلمه مزبور بدی یا خوبی را می رساند تقریبا نیمی آنرا انگیزه و نیروی لازم  جهت رسیدن به اهداف سازنده یعنی خوب ، تعبیر نمودند و نیم دیگر آن را یاد آور تخریب، وحشت و انفجارات و خشونتهای مربوط به جنگ ، یعنی بد ، توصیف نموده اند.

بی تفاوتی هیجانی: کندی یا بی تفاوتی عاطفی یکی از اختلالات شایع عاطفه است که به صورت عدم حساسیت نسبت به آنچه که به طور طبیعی در شخص احساس لذت یا درد به وجود می آورد مشخص می شود. چهره شخص خالی از هیجان است. چنین کسانی نسبت به هر چیزی که جلب نظر آنها رامی نمود بی تفاوتی و سردی نشان می دهند. احساساتی نظیر همدردی، امیدواری ، انتظار ، حسرت و اندوه غرور و سرور ، یا شرم و خشم خود را از تجربیات ذهنی بیمار بیرون می کشند .این فقدان واکنش عاطفی ممکن است سبب شود که بیمار خارج از تماس با واقعیت به نظر برسد.

پرخاشگری

 

عاطفه نامتناسب: ناهماهنگی عاطفی یکی از علائم بیماری اسکیزوفرنی است. در این نوع از اختلالات عاطفی بیمار بدون اینکه موقعیت ایجاب کند لبخند می زند ، خشم می گیرد یا گریه می کند. در واقع واکنش هیجانی بیمار با ادراکات درونی او مطلق است تا محیط.

دوگانگی احساس: در این نوع اختلال عاطفی شخص ، بطور هم زمان احساسات متضادی نسبت به یک موضوع دارد. چنین احساساتی به منزله دو روی یک سکه هستند که هر چند ممکن است یک روی آن قابل دیدن باشد و روی دیگر آن نیز مسلما وجود دارد .دو گانگی احساس هر چند یکی از علائم اساسی اسکیزوفرنی است. آنچه که دوگانگی احساس بیماراسکیزوفرنیک را مشخص می سازد، خاصیت برابری دو احساس متضاد است ، یعنی ممکن است بیمار همان قدر عاشق کسی باشد که از او به همان اندازه متنفر است.

مسخ شخصیت: مسخ شخصیت یکی از اختلالات تجزیه ای محسوب می شود که با تغییرات درک شخص از خود ، بطوری که موقتا احساس واقعیت از خویش از بین برود ،مشخص است مسخ شخصیت اغلب موارد با احساس مسخ واقعیت که احساس بیگانگی شخص نسبت دنیای خارج است همراه می گردد.مسخ شخصیت به عنوان یک تجربه اتفاقی و مجرد در زندگی هر کسی ممکن است پدید آید و لزوما در چنین مواردی بیمارگونه شمرده نمی شود. مسخ شخصیت همراه با اضطراب ، افسردگی و اسکیزوفرنی هم فراوان مشاهده می شود. مثلا خلبان هایی که پس از پرواز در قلمرو دشمن به خاک خود بر می گردند ممکن است چنین حالتی پیدا کنند و بعدها خاطره این دوره کیفیت رویا برای آنان دارد. در بیماری روانی این پدیده ممکن است با توهم و هذیان ، مخصوصا هذیان های خود بیمار انگاری همراه گردد.

  • اختلالات حافظه:

حافظه مفهومی کلی دارد و به آن گروه از جریانات روانی که فرد را به ذخیره کردن تجارب و ادراکات و یادآوری مجدد آنها قادر می سازد، اطلاق می شود. هر چند حافظه یکی از اجزاء تعیین کننده هوش افراد است ، ندرتا افراد عقب افتاده ای پیدا می شوند که در زمینه ای خاص ، مثلا موسیقی ، حافظه خوب و ناهماهنگ با سایر اعمال مغزی نشان می دهند. این افراد اصطلاحا کانای هوشمند نما خوانده می شوند .

از نظر توصیفی سه مرحله برای حافظه می توان قائل شد:

  1. مرحله دریافت و ثبت
  2. مرحله نگهداری
  3. مرحله یاد آوری

از نظر بالینی حافظه بر اساس فاصله زمانی بین تحریک و یاد آوردن به سه نوع تقسیم می شود: اصطلاحات فوری ،اخیر،و دور برای تعریف این سه نوع مورداستفاده قرار می گیرند. در مرحل اول حافظه ،اطلاعات به وسیله یکی از اعضاء حسی دریافت و ثبت می شود .در مرحله دوم ، یعنی نگهداری شامل انبار کردن اطلاعات به صورتی پایاتر است.این مرحله از حافظه با تکرار و تداعی با سایر اطلاعات انبار شده قبلی تقویت می شود. یکی از حساس ترین آزمونهای سنجش حافظه، ارزیابی قدرت یادگیری مطالب تازه است.

افزایش حافظه: افزایش حافظه در بیماران مبتلا به مانی، پارانویا، کاکاتونی و وسواس ممکن است مشاهده شود. فراموشی به معنی آمنزی از ریشه یونانی به معنی فراموشکاری است و به ناتوانی نسبی یا کامل در به خاطر آوردن تجربیات و ادراکات قبلی اطلاق می شود. فراموشی پیش گسترده عبارت است از فقدان حافظه برای دوره ای که بلافاصله پس از یک ضربه یا حالت پاتولوژیک که منجر به اختلال حافظه شده ، شروع گردیده است .

فراموشی پس گستر: پس از ضربه های مغزی که منجر به بیهوشی می شوند ، بی نهایت شایع است . فراموشی یک پارچه گذرا حدود ۱۵ سال قبل فیشرو آدامز سندرمی شرح دادند که وجه مشخص آن آمنزی موقتی و ناگهانی به مدت چند ساعت بود که پس از آن شخص به حالت کاملا طبیعی خود باز می گشت. بیماران مورد مطالعه بین ۵۵ تا ۶۰ سال سن داشتند و اکثر مرد بودند. جالب این بود که در تعداد قابل توجهی از این موارد آمنزی به دنبال شنا کردن در آب سرد یا دوش گرفتن ظاهر شده بود.

فراموشی روانزا: همانطوری قبلا ذکر شد همه اختلالات حافظه عضوی نیستند و در بعضی اختلالات روانپزشکی کارکردی نیز حافظه مختل می شود. شایعترین این اختلالات هیستری نوع تجزیه ای است. فراموشی اضطرابی این نوع فراموشی ممکن است در واکنش های روانزا یا اضطراب بیمار گونه بخصوص در جریان بیماری های افسردگی ظاهر شود.

فراموشی کاتاتایمیک: هر کسی عقایدی دارد که در حالت خود آگاه برای او ناراحت کننده است .به همین دلیل به منظور اجتناب از تاثیر عاطفی آن ها شخص این عقاید را واپس می زند.

 

 

دکتر مهران آقامحمدپور بهترین فوق تخصص مغز و اعصاب کودکان